مرتضى راوندى

130

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

فرمان خود نوشتند و به حكّام در اجراى آن تأكيد بسيار كردند . . . . اصحاب حديث و سنت مىگفتند كه كلام خدا قديم و ازلى است و مخلوق نيست و امام احمد بن حنبل مروزى ( 164 - 241 ) امام اهل حديث در عصر مأمون و معتصم و واثق اگرچه مثل معتزله و شيعه كلام خدا را حروف و اصواتى مىدانست كه به قصد افهام با يكديگر تركيب شده‌اند ، باز مىگفت ، كه اين تركيب حروف و اصوات به همين شكل در عالم ازل ثابت و به ذات بارىتعالى قائم بوده و صوتى كه امروز از آواز قراء قرآن شنيده ، و رؤيتى كه از سطور آن حاصل مىشود عين همان كلام قديم خداوند است . . . امام احمد بن حنبل ، اصلا بحث در پيرامون اين موضوع را صلاح نمىدانست و مخالفت با سيرهء اسلاف مىشمرد و اتباع خود را از گفتگو و بحث و تفوه به آن نيز نهى مىكرد . . . « 1 » معتزله و شيعه اين عقيده را سخيف شمرده مىگفتند كه كلام فعل خداوند است و به همين جهت نمىتوان آن را قديم و ازلى دانست بلكه قرآن مخلوق و محدث است . « . . . عقيده به قدمت يعنى ازلى بودن قرآن در اواخر دورهء بنى اميه تقريبا رأى عمومى بود و كسى جرأت نداشت كه با آن مخالفت كند . اول كسى كه به مخالفت با آن برخاست و مخلوق بودن قرآن را اظهار كرد جعد بن درهم بود كه ، چنان كه خواهيم گفت ، در ايام خلافت هشام ( 105 - 125 ) به قتل رسيد . . . » « 2 » به‌طور كلى از قرن دوم هجرى به بعد بين علما و صاحب‌نظران عالم اسلام راجع بر قديم و حادث بودن قرآن اختلاف شديدى بروز كرد . در پيرامون قديم و حادث بودن قرآن صاحب‌نظران و فرق مختلف اسلامى ، چنان كه اشاره كرديم ، راجع به قديم يا حادث بودن قرآن ، وحدت نظر نداشتند . عده‌يى از علماى اسلام با استناد به سورهء بروج يعنى سوره 85 آيهء 21 و 22 كه مىفرمايد : بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ ( همانا او قرآنى است بزرگ كه در لوحى نگاهداشته شده است ) و نيز سورهء انعام و سورهء 6 آيهء 19 كه خدا به محمد ( ص ) فرموده است قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ ، يعنى بگو كه خدا ميان من و شما گواه است و اين قرآن به من وحى شد تا با آن شما را بيم دهم . از اين آيات نتيجه مىگيرند كه قرآن تصنيف و حاصل فكر حضرت محمد ( ص ) نيست بلكه اين كتاب در شب قدر نازل شده است . إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ يعنى ما فرو فرستاديم قرآن را

--> ( 1 ) . تلبيس ابليس ، ص 94 . ( 2 ) . خاندان نوبختى ، عباس اقبال ، از ص 37 به بعد .